چگونه از خود مدیر بسازیم
بارها گفتهام و بر آن پافشاری میکنم که یکی از اساسیترین مسایل شرکتهای نرمافزاری خصوصی ایران (به ویژه شرکتهای نوپا) ضعف دانش مدیریتی است.
ما فکر میکنیم چون مهندس کامپیوتر هستیم پس میتوانیم شرکت کامپیوتری بزنیم و مدیر خوبی برای یک شرکت نرمافزاری خواهیم بود. این فکر به جز در موارد بسیار استثنا بسیار نادرست است.
اما اگر برای آینده خود برنامهریزی کردهایم و میخواهیم شرکتی را برپا کنیم چه کنیم:
۰- پیش از هر چیز باید بدانیم که آیا زمینه مدیر شدن را داریم یا خیر. من خود بر آنم که بسیاری از تواناییهای مدیریتی اکتسابی است، اما شم مدیریتی هم مهم است. بسیاری از افراد برای مدیریت ساخته نشدهاند یا آن را دوست ندارند اما چون هنوز آغاز نکردهاند این را نمیدانند. آزمونهایی برای این کار وجود دارد که بیشتر به نام آزمونهای «کارآفرینی» یا «آزمون سنجش شخصیت کارآفرین» شناخته میشوند. در آنها تواناییهای چون خطرپذیری و … سنجیده میشوند. آنها را برای خود بکار بگیرید.
۱- نخست باید یاد بگیریم که اگر میخواهیم چیزی را بدست آوریم باید برایش هزینه کنیم. البته بسته به آن چیز نوع هزینه کردن هم فرق خواهد کرد.
۲- برای اینکه از خود مدیر بسازیم باید «زمان» و «پول» را هزینه کنیم.
۳- در دورههای ۷۲ ساعته که به دورههای کارآفرینی معروف هستند شرکت کنید. از آنجا که این دورهها با کیفیتهای مختلف برگزار میگردند، دقت کنید به موسسهای بروید که این دوره را خیلی جدی برگزار میکند و مربیان خوبی را بکار میگیرد. همزمان کتاب «عبور از طوفان: راهنمای کاربردی شرکت های نوپا در ایران» را بخوانید، کتاب بسیار مفید و کاربردی است و بسیاری از چیزهایی که برای برپایی یک شرکت نیاز است را یکجا آورده است. پس از این دوره اگر به این نتیجه رسیدید که هنوز میخواهید شرکتی برپا کنید باید به ۳ دورهی حرفهایتر بروید:
۴- در دورههای زیر شرکت کنید:
- یک دوره ۵۰-۶۰ ساعته «اصول بازاريابي و مديريت بر بازار»: این دوره بسیار مهم است تلاش کنید برای این دوره به موسسهای خوب مراجعه کنید. موسسههایی چون «سازمان مدیریت صنعتی» یا «مرکز آموزش بازرگانی» دورههای خوبی برگزار میکنند و در بسیاری استانها نمایندگی دارند. البته موسسههای خوب دیگری هم هستند که من نمیشناسم.
- یک دوره «اصول حسابداری»، این دوره برای هر مدیری از نان شب واجبتر است. این دوره برای این نیست که حسابدار شویم، برای این است که از حسابداری سر در بیاوریم و آنرا بفهمیم.
- پس از اصول حسابداری دوره «مدیریت مالی برای مدیران غیر مالی» بسیار پر اهمیت است.
۵- دیگر کلاس کافی است، پس از برپایی شرکت اگر نیاز دیدید در دورهای شرکت کنید آنزمان این کار را بکنید. زمان آن است که چند کتاب بخوانیم. دو کتاب را نام میبرم در طول کار شرکت تلاش کنید کتابهای ناشران خوبی چون «فرا»، «رسا» و «سازمان مدیریت صنعتی» را به فراخور نیاز بخوانید و از کتابهای دانشگاهی نیز پرهیز کنید:
- استراتژی های بازاریابی: 22 قانون تغییرناپذیری مدیریت بازاریابی
- تمایز یا نابودی: صدها مورد تجربه عملی در تدوین راهبردهای بازاریابی بر اساس تمایز
۶- دو ماهنامه «تدبیر» و «گزیده مدیریت» را آبونه شوید.
نکته بسیار مهم: (این نکته استثنا هم دارد اما در حالت کلی) به شدت از اینکه (بلافاصله) پس از پایان تحصیل شرکت بزنید خودداری کنید، بهترین حالت این است که پس از دانشآموختگی دستکم ۲ تا ۳ سال در شرکتهای دیگر کار کنید تا هم تجربه بیندوزید و هم راهوچاهها را یاد بگیرید. بدترین کاری که یک فرد میتواند انجام دهد این است که تا فارغالتحصیل شد (صفر کیلومتر) شرکتی برپا کند.
پ.ن:انجمن بینالمللی مدیران ایرانی «کارگاه آموزشی مدیریت فرصتورزی و تضمین کسب و کار پایدار» را برگزار میکند، دوره کمی گران است ولی فکر میکنم بسیار مفید باشد.
این نوشته را به بالاترین بفرستید:


سعید تقوی گفت,
@
ممنون امید جان برای من که خیلی مفید بود. هم مطالبی که خودت گفتی و هم کتاب هایی که معرفی کرده بودی. کتاب ها را امانت گرفتم و در حال مطالعه هستم. ممنون
اپاتان: بسیار عالی. بهتر است که گامبهگام پیش بروید
حسین گفت,
@
با سلام، توصیه های بسیار مفیدی رو مطرح کردید،شاید تذکر این نکته هم لازم باشه که تمامی این نکات برای مدیر شدن مفید است اما هیچ ضرورتی نداره که ما حتما خودمون مدیر شرکت خود باشیم. و شاید بهتر و بهینه تر این باشه که از افرادی با علم و تخصص مدیریت استفاده کنیم.در ضمن اگه خواستید خودتون مدیر شرکت باشید حتما کتاب های (ساختن برای ماندن) و (بهتر از خوب) از انتشارات فرا تالیف کالینز را مطالعه کنید.
اپاتان: ممنون از توجه شما. اصولا کتابهای «فرا» بسیار خوب هستند. من بسیاری از آنها را گرفتهام. اما آنچه من اینجا آوردهام برای آغاز است و همانگونه که گفتهام روشن است که در ادامه کتابهای بسیار دیگری باید مطالعه شوند.
اما در مورد آوردن مدیر با شما همسو نیستم، نه اینکه بگویم این کار نادرست است بلکه روالی کاملا استاندارد و جا افتاده است. اما هنگام راهاندازی شرکت مدیر استخدام نمیکنند. معمولا پس از اینکه شرکت جا افتاد و به حد قابل قبولی از رشد رسید مدیر میآورند. آن تواناییهایی که من نوشتهام بیشتر توانایی کارآفرینانه است تا مدیریتی و برای راهاندازی شرکتهای نوپا نیاز است
سي و سه پل گفت,
@
مطالب جالبي بود.
- در ليست کتابها و آموزشهاي پيشنهادي شما کتب مرتبط با مديريت نيروي انساني و روانشناسي را نديدم به نظر من بسيار لازم است
- در ايران متاسفانه داشتن روابط عمومي خوب اساس و پايه مديريت موفق است
- سرمايه مناسب و کافي براي يک شرکت نيز از اساسي ترين نيازهاست
اپاتان: دوست عزیز گفتهای «در ايران متاسفانه داشتن روابط عمومي خوب اساس و پايه مديريت موفق است » شاید منظورت پارتی بازی بوده است چون امروزه دیگر در همه جا روابط است که تعیین کننده است و مدیر خوب باید دارای روابط بسیار خوبی با همه باشد چه نیروهای خود چه مشتریان و حتا رقبای کاری باشد، در غرب بسیاری از قراردادهای مهم در بازی گلف بسته میشوند. روابط بسیار مهم است.
محمدحسین گفت,
@
سلام
به نظر من بهتر بود این تیتر را انتخاب می کردید:
چگونه یک کسب و کار را آغاز کنیم … یا… مقدمات لازم برای راه اندازی کسب و کار جدید
چون مدییتر طیف گسترده ای از مهارت ها رو شامل می شه و طبعا با این چیزهایی که گفتید نمی شه مدیر شد.
به این مطلب لینک دادم..موفق باشید…
حسین گفت,
@
امید جان
بسیاری از شرکت ها در زمینه IT معمولاً توسط چند نفر از افرادی که شما از آنها با اصطلاح خوره یاد کردی تشکیل میشه،به نظر من خیلی بهتره اگر از همان ابتدا کسی آشنا با علم مدیریت جایی در اون تیم داشته باشه.متاسفانه این قدر درگیری های فرآیند های اداری و نیرو های انسانی (اصلی ترین سرمایه شرکت های IT) در ایران زیاده که اصلاح برخی از این ساختار ها در آینده خیلی دشوار خواهد بود.از بابت مطلب مدیریت خوره ها خیلی ممنون.
حمید گفت,
@
اگر لطف کنید و چند موسسه خوب در زمینه آموزش کارآفرینی را معرفی کنید ممنون می شوم. در پناه حق همواره شاد، تندرست و پیروز باشید.
links for 2008-05-24 گفت,
@
[...] چگونه از خود مدیر بسازیم « اپاتان : اقتصاد و مدیریت نرم … [...]
ali گفت,
@
سلام
به نظر من همانطور که اشاره کرده اید وجه تجربه را نباید نادیده گرفت. هر چقدر هم یک نفر از لحاظ تئوری قوی باشد، باز هم در هنگام عمل است که می تواند خودش را نشان دهد.
قدیمی ها وقتی بچه دار می شدند، هر چقدر هم پولدار، بچه خود را از همان کودکی به پادویی به حجره ای در بازار می فرستاند، آن بچه شاید در آن زمان کاری جز جارو کردن و چای ریختن نداشت، اما حضور در اتفاقات مختلف باعث می شد که دانش زیادی را در عمل کسب کند و به قول همان بازاری ها خاک کف بازار را بخورد. ان بچه های دیروز ، تبدیل می شدند به بازاری های جدیدی که عمری تجربه به دنبال دارند.
اما این روزها هم پدر و مادر ها و هم ما ها پس از فارغ التحصیلی، فقط به کسب دانش در دورها ها و کلاس ها توجه می کنیم که کافی نیست.
در یکی از کشور های آسیای میانه است، درست نمی دانم کدامشان شاید تاجیکستان، که کسانی که می خواهند در یک رشته مدرک مهندسی بگیرند، پیش از آغاز تحصیل باید یک دوره کارآموزی را در شرکتی با همان زمینه مورد علاقه خود بگذرانند تا آبداده شوند.
به هر حال ممنون از منابعی که معرفی کردید و نوشته خوبتان در این زمینه که دانش خوبی به کسانی که می خواهند یک شرکت و از خود یک مدیر بسازند معرفی می کند.
همین!
یکی گفت,
@
با بستن دسترسی سایر مدیرا از خودمون مدیر بسازیم….
شنیدم دوباره دسترسی ویرایش گرفتین….
دژاوو گفت,
@
“ما فکر میکنیم چون مهندس کامپیوتر هستیم پس میتوانیم شرکت کامپیوتری بزنیم و مدیر خوبی برای یک شرکت نرمافزاری خواهیم بود. این فکر به جز در موارد بسیار استثنا بسیار نادرست است.”
دقیقا همینطوره. ولی این فقط شامل شرکت های کامپیوتری نیست. بلکه در سایر صنایع هم در کشور ما وضع مشابهی برقراره.