چگونه از خود مدیر بسازیم

بارها گفته‌ام و بر آن پافشاری می‌کنم که یکی از اساسی‌ترین مسایل شرکت‌های نرم‌افزاری خصوصی ایران (به ویژه شرکت‌های نوپا) ضعف دانش مدیریتی است.

ما فکر می‌کنیم چون مهندس کامپیوتر هستیم پس می‌توانیم شرکت کامپیوتری بزنیم و مدیر خوبی برای یک شرکت نرم‌افزاری خواهیم بود. این فکر به جز در موارد بسیار استثنا بسیار نادرست است.

اما اگر برای آینده خود برنامه‌ریزی کرده‌ایم و می‌خواهیم شرکتی را برپا کنیم چه کنیم:

۰- پیش از هر چیز باید بدانیم که آیا زمینه مدیر شدن را داریم یا خیر. من خود بر آنم که بسیاری از توانایی‌های مدیریتی اکتسابی است، اما شم مدیریتی هم مهم است. بسیاری از افراد برای مدیریت ساخته نشده‌اند یا آن را دوست ندارند اما چون هنوز آغاز نکرده‌اند این را نمی‌دانند. آزمون‌هایی برای این کار وجود دارد که بیشتر به نام آزمون‌های «کارآفرینی» یا «آزمون سنجش شخصیت کارآفرین» شناخته می‌شوند. در آنها توانایی‌های چون خطرپذیری و … سنجیده می‌شوند. آنها را برای خود بکار بگیرید.

۱- نخست باید یاد بگیریم که اگر می‌خواهیم چیزی را بدست آوریم باید برایش هزینه کنیم. البته بسته به آن چیز نوع هزینه کردن هم فرق خواهد کرد.

۲- برای اینکه از خود مدیر بسازیم باید «زمان» و «پول» را هزینه کنیم.

۳- در دوره‌های ۷۲ ساعته که به دوره‌های کارآفرینی معروف هستند شرکت کنید. از آنجا که این دوره‌ها با کیفیت‌های مختلف برگزار می‌گردند، دقت کنید به موسسه‌ای بروید که این دوره را خیلی جدی برگزار می‌کند و مربیان خوبی را بکار می‌گیرد. هم‌زمان کتاب «عبور از طوفان: راهنمای کاربردی شرکت های نوپا در ایران» را بخوانید، کتاب بسیار مفید و کاربردی است و بسیاری از چیزهایی که برای برپایی یک شرکت نیاز است را یک‌جا آورده است. پس از این دوره اگر به این نتیجه رسیدید که هنوز می‌خواهید شرکتی برپا کنید باید به ۳ دوره‌ی حرفه‌ای‌تر بروید:

۴- در دوره‌های زیر شرکت کنید:

۵- دیگر کلاس کافی است، پس از برپایی شرکت اگر نیاز دیدید در دوره‌ای شرکت کنید آن‌زمان این کار را بکنید. زمان آن است که چند کتاب بخوانیم. دو کتاب را نام می‌برم در طول کار شرکت تلاش کنید کتاب‌های ناشران خوبی چون «فرا»، «رسا» و «سازمان مدیریت صنعتی» را به فراخور نیاز بخوانید و از کتاب‌های دانشگاهی نیز پرهیز کنید:

۶- دو ماهنامه «تدبیر» و «گزیده مدیریت» را آبونه شوید.

نکته بسیار مهم: (این نکته استثنا هم دارد اما در حالت کلی) به شدت از اینکه (بلافاصله) پس از پایان تحصیل شرکت بزنید خودداری کنید، بهترین حالت این است که پس از دانش‌آموختگی دست‌کم ۲ تا ۳ سال در شرکت‌های دیگر کار کنید تا هم تجربه بیندوزید و هم راه‌وچاه‌ها را یاد بگیرید. بدترین کاری که یک فرد می‌تواند انجام دهد این است که تا فارغ‌التحصیل شد (صفر کیلومتر) شرکتی برپا کند.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

(6) دیدگاه

چگونه خوره (Geek) ها را مدیریت نکنیم- بخش دوم

۶. رفتار متناقض
خوره‌ها حس انصاف عمیقی دارند، شاید برای این واقعیت است که در فناوری ازاطلاعات، ساختار و یکدستی حیاتی است. نمی‌شود که مستندات یک چیز را بگویند درحالیکه کُد کار دیگر انجام می‌دهد، به همین شکل مدیران نمی‌توانند یک چیز بگویند بعد کار دیگر انجام دهند.

۷. نادیده گرفتن خوره‌ها
از آنجا که مدیران و خوره‌ها آدم‌های متفاپتی هستند، ممکن است مدیران خوره‌ها را تنها بگذارند. این مدیریت بر آنها را سخت می‌کند، خوره‌ها هم همچون دیگر گروه‌ها رهبری خوبی نیاز دارند.

۸. تصمیم‌گیری بدون مشورت با آنها
خوره‌ها معمولا جنبه‌های فنی کسب‌وکار را بهتر از مدیران می‌دانند، پس تصمیم‌گیری فنی بدون مشورت با آنها بزرگترین اشتباهی است که مدیران می‌توانند مرتکب شوند.

۹. ندادن ابزارهای لازم
یک کامپیوتر سریع هزینه بیشتری از یک کامپیوتر قدیمی دارد و ممکن است خرید آن جزو استانداردهای شرکتی نباشد اما خوره‌ها کامپیوتر را به گونه‌ای متفاوت به کار می‌برند. کامپیوتر کُند بهره‌وری را پایین می‌آورد و هر روز مایه آزار می‌شود. همینگونه است نرم‌افزارهای قدیمی شده. به آنها ابزارهایی را که نیاز دارند بدهید.

۱۰. فراموش کردن اینکه خوره‌ها کارکنانی خلاق هستند.
برنامه‌نویسی فرآیندی خلاق است نه فرآیندی صنعتی. خوره‌ها باید پیوسته راه‌حل‌هایی برای مسایل نو ارایه کنند و به ندرت مساله‌ای مشابه را دو بار حل می‌کنند. بنابراین به آنها فرصت و انعطلاف پذیری لازم را بدهید. پوشیدن لباس‌های فرم و رسمی همه نوآوری‌ها را از بین می‌برد. همینطور آنها محیطی خلاق می‌خواهند تا از «پارتیشن‌های» مربع مستطیل دوری کنند.

انجام یک یا بیشتر از این ۱۰ اشتباه (و من مدیرانی را دیده‌ام که همه این ۱۰ اشتباه را مرتکب شده‌اند) نتایجی جدی در بر دارد، نتایجی چون:
- انگیزه‌های پایین
- از دست دادن بالای کارکنان
- رشد گریز از کار
- بهره‌وری پایین‌تر
- کیفیت پایین‌تر
- خدمات بد

خوره‌های شاد خوره‌هایی بهره‌ور هستند و مهمترین فاکتور، مدیریت خوب و مناسب وضعیت آنها است.

این نوشته برگردانی است از:

Kjerulf, Alexander. “How NOT to lead geeks

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

(4) دیدگاه

چگونه خوره (Geek) ها را مدیریت نکنیم- بخش نخست

هنگامیکه خوره‌های شرکت NCR در استرالیا تهدید به اعتصاب کردند، این حرکت می‌توانست دستگاه‌های خودپرداز(ATM)، صندوق سوپر مارکت‌ها و دریافت فرودگاه‌ها را فلج کند. این نشان دهنده این واقعیت است که فناوری اطلاعات محور تقریبا همه کسب‌وکارها گردیده است و هرگونه هرج‌ومرج یا خرابکاری هزینه‌های مالی و زمانی بسیاری در بر خواهد داشت، این بدین معنی است که خوشحال نگه داشتن خوره‌ها در محیط کار نیازی اساسی برای کسب‌وکارهای مدرن است. خوره‌های شاد، خوره‌هایی اثربخش هستند.
دلیل اصلی اینکه کامپیوتری‌ها سرِ کار ناراضی هستند ارتباط بد با مدیران است، اغلب به این خاطر که خوره‌ها و مدیران شخصیت‌هایی از اساس متفاوت دارند، پیش‌زمینه‌های حرفه‌ای و بلندپروازانه.
برخی افراد اینگونه نتیجه‌گیری می‌کنند که خوره‌ها از مدیران متنفر هستند و هدایت (و رهبری) آنها ناممکن است. گاهی عبارت «مدیریت خوره‌ها همچون جمع کردن گربه‌ها است» بکار برده می شود، اما این کاملا نادرست است. واقعیت این است که کامپیوتری‌ها از مدیریت بد متنفر هستند و کمتر از دیگر گونه‌های کارمندان آن را تحمل می‌کنند.
پس اشکال کار از کجاست؟ من کارم را با خوره بودن آغاز کردم و بعد‌ها مدیر و موسس یک شرکت کامپیوتری شدم، پس موقعیت آن را داشته‌ام که هردو را تجربه کنم. فهرست ۱۰ اشتباهی را که دیده‌ام مدیران در مدیریت خوره‌ها مرتکب می‌شوند را اینجا آورده‌ام:

۱. بها ندادن به آموزش
رییسی داشتم که می‌گفت «آموزش هدر دادن پول است، خودتان یاد بگیرید». آن شرکت ۲ سال بعد ورشکست شد. آموزش بسیار اهمیت دارد به ویژه در فناوری اطلاعات و مدیران باید این را بدانند و برای آن هزینه کنند. گاهی به این مشکل بر می‌خورید که «اگر به آنها آموزش بدهید، رقبا آنها را از دست شما در‌می‌اورند و استخدام می‌کنند» این حرف تا حدی درست است، ولی اگر این کار را نکنید کارمندانی خواهید داشت که آنقدر غیرماهر هستند که هیج جای دیگر حاضر به استخدام آنها نمی‌شوند.

۲. شناخت نداشتن
از آنجا که ممکن است مدیران، به خوبی سر از کاری که خوره‌ها انجام می‌دهند در نیاورند، برای آنها سخت است که به آنها شناخت پیدا کنند و کاری را که عالی انجام شده پاداش بدهند، این کار انگیزه‌ها را از بین می‌برد، راه حل کارکردن با همدیگر برای تعیین مجموعه‌ای از اهداف کاری است که دو طرف بر آن توافق دارند. هنگامیکه به این هدف‌ها رسیدیم یعنی خوره‌ها کارشان را خوب انجام داده‌اند.

۳. بیش از حد کار کشیدن
«بگذارید تا آنجا که می‌توانیم از خوره‌ها کار بکشیم، آنها که زندگی ندارند» این روش برخی از مدیران است. این کار اشتباه بزرگی است و خوره‌هایی که بیش از حد کار می‌کنند یا از پا در می‌آیند یا از شرکت می‌روند. در یک مورد معروف یک کامپیوتری جوان که فشار کاری بسیاری به او وارد شده بود در بیمارستان بستری شد، پس از برگشت به کار دوباره به او حمله دست داد. این نشان می‌دهد این افسانه که ساعت‌های کاری طولانی برای کسب‌وکار خوب است نادرست است.

۴. بکار بردن زبان مدیریتی
خوره‌ها از زبان مدیریتی متنفر هستند و آنرا ظاهری و دروغین می‌پندارند. لازم نیست مدیران فنی صحبت کنند اما باد واژگان تجاری را دور بریزند. مدیری می‌گوید « لازم است که بصورت پیشگیرانه زمان ارایه به بازار خود را تحت تاثیر قرار دهیم» یا به سادگی بگوید «ما باد این پروژه را به موقع حاضر کنیم»

۵. تلاش برای باهوش‌تر بودن از خوره‌ها
هنگامیکه مدیران درباره یک مساله فنی هیچ نمی‌دانند، باید به راحتی آنرا بپذیرند و به آن اعتراف کنند. خوره‌ها بخاطر این کار به آنها احترام خواهند گذاشت، اما نه برای تظاهر به دانستن. آنها مدیران را گیر خواهند انداخت- خوره‌ها باهوش هستند.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

۱ دیدگاه

۱۵ فرد تاثیر گذار در کسب‌وکار بازمتن

سایت eWeek نام ۱۵ فرد تاثیر‌گذار در کسب‌وکار بازمتن به همراه شرحی کوتاه آورده است که آنرا برگردانده و در اینجا بازنشر می‌دهم:

۱. لینوس توروالدز (Linus Torvalds): با ساخت سیستم عامل لینوکس و به اشتراک گذاشتن آن با برنامه‌نویسان حرفه‌ای روی اینترنت، در صنعت کامپیوتر انقلابی ایجاد کرد.

۲. میشل بیکر (Mitchell Baker): وی رییس بنیاد موزیلا، مدیر عامل پیشین و رییس شرکت موزیلا است، موسسه‌ای که مرورگر فایرفاکس آن ۱۵۰ میلیون کاربر دارد و مرورگر اینترنت اکسپلورر مایکروسافت را به چالش کشیده است.

۳. مایک میلینکویچ(Mike Milinkovich): مدیر عامل بنیاد اکلیپس است، کنسرسیومی غیرانتفاعی از شرکت‌های نرم‌افزاری که پشتیبان «بستر باز نرم‌افزارسازی اکلیپس» هستند، پروژه‌ای که یکی از موفق‌ترین جوامع کاربری بازمتن دنیا گردیده است.

۴. تیم گولدن (Tim Golden): معاون «Bank of America» یک مدافع شرکتی رده‌بالای بازمتن است و در موسسه‌های چندین میلیون دلاری لینوکس و نرم‌افزار‌های بازمتن را بکار گرفته است.

۵. جیم زملین (Jim Zemlin): وی مدیر بنیاد لینوکس است در آنجا وی با سهام‌داران لینوکس کار می‌کند تا رشد این بستر را شتاب بخشد.

۶ و ۷: پیتر فنتون (Peter Fenton) و لری آگوستین (Larry Augustin): آنها دو سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر برجسته هستند که به شکل تخصصی روی بازمتن کار می‌کنند. فنتون سال ۲۰۰۶ به شرکت سرمایه‌گذاری « Benchmark Capital» پیوست، پس از هفت سال کار در شرکت سرمایه‌گذاری «Accel Partners» جایی که روی شرکت هایی چون «JBoss»،«XenSource» و «Zimbra» سرمایه‌گذاری کرده بود. آگوستین از افراد گروهی بود که واژه «بازمتن» را رواج دادند وی شرکت «VA Linux» را تاسیس کرد، سایت SourceForge.net را راه انداخت، اکنون یک سرمایه‌گذار و مشاور برای شرکت‌های فناور تازه‌کار است.

۸. جیم جاگیلسکی (Jim Jagielski): از موسسان، رییس و عضو بنیاد نرم‌افزاری آپاچی است. آپاچی روی قدرت جامعه کاربری خود و افراد در این جامعه تمرکز کرده است و اعضای آپاچی محور این جامعه هستند.

۹. مایکل تیمان(Michael Tiemann): تیمان رییس بنیاد بازمتن است، موسسه‌ای که تصمیم دارد نرم‌افزارهای بازمتن را ترویج دهد.

۱۰. مارتن میکوس(Marten Mickos): خرید MySQL توسط سان، مدیر عامل MySQL مارتن میکوس را در جایگاهی قرار داده تا تجربه‌های اداره یک شرکت موفق بازمتن را به آنجا نیز نفوذ دهد.

۱۱. مارک فلوری (Marc Fleury): اکنون بازنشته شده است، فلوری شرکت خود J‌‌‌‌‌Boss را به مبلغ ۳۵۰ میلیون دلار به ردهت فروخت و مسئول چیزی است که به آن «ضریب Jboss» می‌گویند و در ارزش‌گذاری شرکت‌های برجسته بازمتن تاثیر دارد.

۱۲. راد جانسون(Rod Johnson): او مدیر عامل SpringSource است، سازنده چارچوب Spring، چارچوبی برای سرعت بخشیدن به ساخت برنامه‌های جاوا برای سرور‌های سازمانی. این شرکت در ژانویه شرکت Covalent را خرید، شرکتی که محصولات و خدماتش پروژه‌های بنیاد نرم‌افزاری آپاچی را هدف قرارداده بود، پروژه‌هایی چون:سرورهای برنامه‌های کاربردی Tomcat و Geronimo

۱۳. جاناتان شوارتز(Jonathan Schwartz): مدیر عامل سان و حامی بازمتن درون سان و برای مشتریان بیرون از سان، وی بازمتن کردن چندین فناوری سان از جمله جاوا را سرپرستی کرد.

۱۴. مارک شاتل‌ورث(Mark Shuttleworth): موسس کانونیکال و بنیاد اوبونتو و مسئول توزیع لینوکس محبوب اوبونتو.

۱۵. جان رابرتز(John Roberts): از موسسان، رییس و مدیرعامل ،SugarCRM شرکتی که نرم‌افزار بازمتن CRM‌ (مدیریت ارتباط با مشتری) را وارد بازار کرد. رابرتز مدل کسب‌وکار تجاری این شرکت را تدوین کرد، در هدایت ساخت محصولات این شرکت همکاری کرد و کمک کرد تا جامعه‌کاربری این شرکت ساخته شده و یکی از بزرگترین جوامع کاربری روی وب گردد.

پ.ن: پیشتر هم چند تن از این افراد را در پست «مدیران عامل شرکت های آزاد/باز‌متن: آشنایی، تجربه‌ها و توصیه‌ها» نام برده بودم، با پیگیری پیوندهای آنجا می‌توانید اطلاعات بیشتری بدست آورید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

(6) دیدگاه

فایر‌فاکس + پارسی = مشکل!!؟

پیش از هر چیز این نوشته را بخوانید: کارشکنی های یک ایرانی در پروژه فایرفاکس پارسی

دوستانی که من را می شناسند می‌دانند که من اهل حاشیه‌سازی، جاروجنجال یا زردنویسی نیستم. اما آخر این چه وضعی است. من نمی‌دانم ما در دنیای نرم‌افزارهای آزاد/بازمتن مرتب به دنبال همکاری هستیم و پی‌ در پی گروه تشکیل می‌دهیم و … ، ولی وقتی نوبت به خودمان که می‌رسد نمی توانیم با هم همکاری کنیم.

من نمی‌دانم مشکل از کجاست (یا کیست)، و البته دوست دارم بدانم. نمی‌دانم چرا حالا که دوستانی لطف کرده و بدون چشم‌داشت فایرفاکس و بسیاری از افزونه‌های آنرا پارسی کرده‌اند چرا دیگر دوستان به‌جای همکاری…

خودتان قضاوت کنید و اگر کاری از دستتان برمی‌آید چه برای کمک به پروژه و چه برای حل این مساله دریغ نفرمایید.

پیشتر هم پستی نوشته‌ام به‌نام«فایر‌فاکس + پارسی: ارمغانی از آسمان» که در آن کمی درباره کارهای ارزنده‌ای که دوستان در این‌باره انجام داده اند سخن گفته‌ام.

پ.ن: دوست عزیزم بهرام مراوندی مصاحبه‌ای با سایت دودردو دارد،از خواندن آن لذت ببرید: «گپی با بهرام مراوندی»

(4) دیدگاه

سمینار کسب‌وکار بازمتن

دوشنبه گذشته (15 بهمن) در گروه کاربران لینوکس اصفهان سمیناری کوتاه (در حد 20 دقیقه) داشتم درباره‌ی کسب‌وکار بازمتن (Open source Business). راستش بارها از زیربار این کار شانه‌ خالی کرده‌بودم، اما دیگر نشد.

از آنجا که این کار در اوج کاری من رخ داد، فرصت چندانی برای کار روی آن نداشتم و در واقع فایل ارایه (پرزنتیشن) را صبح دوشنبه آماده کردم، بنابراین احتمالا چنگی به دل نخواهد زد، البته تلاش هم کردم که در این زمان کوتاه زیاد وارد جزییات نشوم. اما دوستانی که علاقه‌مند هستند می‌توانند آنرا از اینجا بارگیری نمایند.

بسیار خوشحال خواهم‌شد اگر پس از بارگیری و خواندن، دیدگاه‌های خود را بگویید. تلاش خواهم کرد در نخستین فرصتی که دست داد بیشتر روی آن کار کنم.

(6) دیدگاه

پی‌نوشتی بر نوشته ریاضی و رشته کامپیوتر

این پی‌نوشتی است بر نوشته ریاضی و رشته کامپیوتر. از دوستانی که محبت کردن و بر آن نوشته، کامنت گذاشتند بسیار ممنونم واز آنها می‌خواهم که مرا از دیدگاه‌ها و بازخوردهای خود محروم نسازند.

نخست بگویم که منظورم از درس‌های ریاضی همین درس‌های متعارفی است که در دوره کارشناسی کامپیوتر ارایه می‌گردند، درس‌هایی چون ریاضی 1و 2، معادلات دیفرانسیل، آمار و احتمالات مهندسی، ریاضی مهندسی وساختمان گسسته (گرچه من خودم تنها نمره ریاضی 1و2 و ساختمان گسسته را می‌پرسم). بگذازید مساله را از زاویه‌ دیگری بنگریم و آن زاویه مدیریتی است، منِ نوعی به عنوان یک مدیر، برای استخدام نیروها زمان و ابزارهای محدودی در اختیار دارم. می‌گویند (درست یا نادرستش پای گویندگان) ازدواج مثل هندوانه بسته است، هر چقدر هم که وسواس به خرج دهید عاقبت بسیاری چیزها در آینده معلوم می‌گردند. استخدام نیرو نیز اینگونه است. حتا ممکن است فردی رزومه‌ای عالی داشته باشد یا در شرکت پیشین بسیار موفق بوده باشد اما با فرهنگ سازمانی شرکت شما سازگار نشود. فردی که نیرو استخدام می‌کند باید از تمام ابزارهای موجود بهره گیرد. او باید توانایی‌های مختلف نیرو رادر بسیار از زمینه‌ها بیازماید. یکی از این ابزارها معدل کل و نمره‌‌های فرد است، روشن است که منِ استخدام کننده وقت آن‌را ندارم که از نیروی جدید امتحان ریاضی بگیرم تا توانایی وی را در ریاضی بسنجم پس به نمره‌های وی اکتفا می‌کنم و همین‌گونه است برای دیگر درس‌ها، درس‌هایی چون مبانی کامپیوتر، برنامه‌سازی پیشرفته، ساختمان داده‌ها، پایگاه داده‌ها، طراحی الگوریتم‌ها، هوش مصنوعی، مهندسی نرم‌افزار 1و 2.

حتا تازگی به این نتیجه رسیده‌ام که باید نمره درس‌های عمومی را هم پرسید (برای اطلاعات بیشتر درباره چرایی این کار، بخش درسهایی که کامپیوتری نیستند را تنها به این خاطر که کسل‌کننده هستند سرسری نگیرید. از مقاله پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش دوم را به دقت بخوانید)

ممکن است فردی را که استخدام می‌کنید تا آخرین روزی که با شما کار می‌کند حتا با یک فرمول ریاضی کار نکند، اما توانایی آنرا نیاز دارد. هنگامی که ساخت بنایی به پایان می‌رسد تنها بخشی که دیده یا حس نمی‌شود پی است، اما من تا به‌حا ندیده‌ام که کسی بگوید چون از پی استفاده نمی کنم به آن نیازی نیست. دانشجویی فرصت بسیار مناسبی است برای ساختن و محکم کردن این پی که شاید در دوران کاری هیچکاه مستقیم دیده نشود. یکی از بخش‌های این پی ریاضی است و روشن است که بخش‌های دیگری هم چون توانایی‌های برنامه‌نویسی و… از دیگر بخش‌های این پی هستند.

(4) دیدگاه

معرفی کتاب: معمای زندانی

معمای زندانی/ ویلیام پاندستون/ ترجمه عباس علی کتیرای/ انتشارات مازیار/356 صفحه/ 4000 تومان

روزی که دوست عزیز و اقتصاد دانم محمدرضا فرهادی‌پور به اصفهان آمده بود، قرار بر آن شد که به کتابفروشی‌های خوب اصفهان برویم، دریکی از این کتابفروشی‌ها بود که با این کتابِ خوب آشنا شدیم و هردو آنرا خریدیم.
آنگونه که تجربه کرده‌ام و بارها نیز شنیده‌ام: «نظریه بازی‌ها» بد زبان است یعنی زبان و نثری سخت دارد و فهم آن مشکل است.

کتاب «معمای زندانی» از گونه‌ای دیگر است. نخست اینکه به شکلی تخصصی به آن نگاه نمی‌کنند. کتاب در واقع هم تاریخچه نظریه بازی ها است، هم زندگینامه ریاضی‌دان نابغه «جان فون نویمان» بنیانگذار نظریه بازیها و هم شرح حوادث و اتفاق‌های مربوط که آن‌زمان رخ داده‌اند. کتاب زبانی شیوا و ساده دارد و تلاش می‌کند که مفاهیم نظریه ‌بازی‌ها را در لابلای تاریخچه‌ها و زندگینامه‌ها بیان کند. کتاب برگردانِ این کتاب است:

Poundstone, William. Prisoner’s Dilemma: John von Neumann, Game Theory, and the Puzzle of the Bomb (1992)


فصل‌های کتاب به‌ترتیب اینگونه‌اند:1. معماها 2. جان فون نویمان 3.نظریه بازی‌ها 4. بمب اتمی 5.بنگاه راند 6. معمای زندانی 7. 1950 8. نظریه بازی‌ها و منتقدان آن 9. سال‌های پایانی فون نویمان 10. جوجه و بحران موشکی کوبا 11. باز هم درباره معماهای اجتماعی 12. بقایای انسب 13. حراج دلار

کتاب برای کسانی‌که با نظریه بازی‌ها آشنایی ندارند آغازی عالی است. پیشنهاد می‌کنم کتاب را حتما بخوانید و از آن لذت ببرید.

در پستی دیگر تلاش کرده‌ام تمام کتاب‌های فارسی مرتبط با نظریه بازی‌ها را فهرست کنم، برای دیدن این فهرست اینجا را ببینید و اگر کتاب دیگری به فارسی می‌شناسید که نامش نیامده، یادآور شوید تا اضافه کنم.

۱ دیدگاه

ریاضی و رشته کامپیوتر

windowslivewritercba-engineer.jpgتاریخ پر است از حرف‌ها و عقاید یک عده آدم که بعدها معلوم شده این دیدگاه‌ها و عقاید نادرست بوده‌اند. بدبختانه گاهی این حرف‌ها را آدم‌های معروفی زده‌اند، بنابراین عده‌ای بدون فکر و همچون کاسه داغ‌تر از آش، سنگ حرف‌های نادرست آن آدم‌ها را به سینه زده‌اند. به ویژه در تاریخ فناوری از این کارها زیاد رخ داده‌است.

داستان از آنجا آغاز شد که زمانی چند نفر آدم نادان در خارج گفتند که کامپیوتر چه ربطی به ریاضی دارد؟ یا اینکه: چرا کامپیوتری‌ها اینقدر باید ریاضی بخوانند؟ (بعدها ثابت شد که حرفشان نادرست است، گرچه همان زمان هم طرفداران چندانی پیدا نکردند)

آنگاه چندین آدم ناآگاه در داخل که دل خوشی از ریاضی (یا استادان ریاضی) نداشتند، داد و بیداد راه انداختند که ریاضی به کامپیوتر ربط ندارد و چرا ما اینقدر ریاضی می‌خوانیم؟ ریاضی که کاربرد ندارد و از اینگونه حرف‌ها

با پیدایش گوگل و مزیت رقابتی آن که همانا «الگوریتم جستجو»ی آن بود، جنگ الگوریتم‌ها دوباره آغاز گردید و توجه به الگوریتم‌ها و ریاضی بسیار بیش از گذشته شد.

حجم داده‌ها و اطلاعات جهانی بسیار زیاد شده و نیاز به زیرساخت‌های ریاضی، داده‌کاوی و … حس گردید وگرایش بیشتری به ریاضی به وجود آمد.

اما من هنوز هم همان حرف‌های کهنه را می‌شنوم. بدون رو دربایستی بگویم من اگر بخواهم کسی را استخدام کنم نمره‌های ریاضی او را می‌پرسم و قصد دارم از این پس روی این کار تاکید بیشتری بکنم، کما اینکه چند روز پیش این کار را کردم، حتا از کسی هم که می‌خواهد برای کارآموزی پیش ما بیاید یک‌سری نمره پرسیده‌ام که ریاضی جزو آنها بوده است.

اما فواید ریاضی برای کامپیوتری‌ها:

- ذهن آنها را منطقی و منظم نگه می‌دارد و در کار بسیار به آنها کمک می‌کند

- ریاضی یکی از بهترین ورزش‌های ذهنی است و باعث می‌گردد ذهن دیرتر پیر گردد.

- آنهایی که می‌خواهند ادامه تحصیل دهند در دوره کارشناسی ارشد و دکترا به شدت به آن نیاز خواهند داشت.

- اگر ریاضی شما خوب باشد در درس‌هایی چون ساختمان گسسته و رشته درس‌های پس از آن از جمله ساختمان داده‌ها، طراحی الگوریتم‌ها و هوش‌مصنوعی مساله‌ای نخواهید داشت.

- نمره بهتر از ریاضی (گرچه یادگیری مهم‌تر از نمره است) دست کم معدل کل شما را بالاتر می‌برد.

- پاس نکردن درس‌های ریاضی به‌ویژه در آغاز کار (ریاضی 1 یا 2) به شدت انگیزه درس خواندن شما را پایین می‌آورد.

پی‌نوشت: نوشته «پی‌نوشتی بر نوشته ریاضی و رشته کامپیوتر» را بخوانید. پیش ار آن به عکس بالا توجه کنید و درآن تامل کنید. شرکتی مهندس کامپیوتر می‌خواهد و شماره تلفن خود را به شکل فرمولی ریاضی می نویسد. چرا؟

(18) دیدگاه

پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش سوم

این سومین بخش از مقاله‌ای در سه بخش است. برای خواندن بخش نخست به اینجا و بخش دوم به اینجا بروید.

دیگر نگران فرصتهای شغلی که نصیب هندی‌ها می شود نباشید

اگر در هند هستید هیچگاه چنین نگرانی نداشته‌اید، پس دیگر هم نگران شغل‌هایی که به هندیان داده می‌شود نباشید! در هند شغل‌های جالبی وجود دارد، از آنها لذت ببرید.
مرتب می‌شنوم که از تعداد افرادی که به رشته کامپیوتر می‌روند کم می‌شود و دلیلی که می‌شنوم این است که دانشجویان از این می‌ترسند به رشته‌ای بروند که کارهایش به هندی‌ها داده می شود. این حرف به دلایل بسیاری نادرست است. نخست اینکه انتخاب شغل بر اساس گرایش روز (حال) کاری نابخردانه است. دوم اینکه حتا اگر تمام کارهای برنامه‌نویسی به هند و چین داده‌شوند، برنامه نویسی به گونه‌ای شگفت انگیز مهارت خوبی برای همه گونه کارهای جالب و خیال‌انگیز است، کارهایی چون مهندسی فرآیندهای تجاری. سوم: این را از من بپذیرید که هنوز هم برنامه‌نویس به‌راستی خوب کیمیا است هم اینجا و هم هند. بله بسیار از افراد کامپیوتر و آی‌تی خوانده هستند که بیکارند و درباره اینکه مدت بسیاری است که بیکارند گلایه‌ می‌کنند، می‌دانید چرا؟ ناراحت کردن آنها را به جان می‌خرم و می‌گویم برنامه‌نویسان واقعا خوب حتما سر کار هستند. چهارم: ایده بهتری دارید؟ می‌خواهید چه کار کنید، تاریخ بخوانید؟ بعد هم راه دیگری ندارید جز اینکه ادامه تحصیل بدهید و به رشته دیگری چون حقوق بروید. چیزی هست که از آن مطمئن هستم: ٪99 وکلا از کارشان متنفرند، از تک‌تک دقایق کارشان متنفرند و هفته‌ای 90 ساعت کار می‌کنند. همانگونه که گفته‌ام: اگر از برنامه نویسی لذت می برید خدا را شکر کنید زیرا از جمله محدود افراد بسیار خوش شانسی هستید که با انجام دادن کاری که دوستش دارید می توانید زندگی خوبی بسازید.
بگذریم، فکر نمی‌کنم داشجویان به‌راستی اینگونه فکر کنند. کم شدن دانشجویان کامپیوتر به این خاطر است که پس از یک دوره جو‌گیری هم‌اکنون تعداد به حد طبیعی خود رسیده است. جو‌گیری باعث شده بود کسانی که به‌راستی برنامه‌نویسی را دوست نداشتند فکر کنند این کار کار پر درآمدی است و به سوی آن هجوم بیاورند. خوشبختانه چنین افرادی دیگر به کامپیوتر نمی‌آیند.

مهم نیست که چه می کنید دوره کارآموزی خوبی بردارید

استخدام کننده‌های هوشمند می‌دانند که عشاق برنامه‌نویسی در کلاس سوم راهنمایی برای دندانپزشک خود پایگاه داده نوشته‌اند، سه سال پیش از ورود به دانشگاه در آموزشگاه‌های کامپیوتر درس داده‌اند، برای نشریه دانشجویی سیستم مدیریت محتوا ساخته‌اند و کارآموزی آنها در شرکتی (خوب) نرم‌افزاری بوده است. این چیزی است که آنها در رزومه شما جستجو می‌کنند.
اگر از برنامه‌نویس لذت می‌برید، بزرگ‌ترین اشتباهی که ممکن است بکنید این است که به کاری نیمه‌وقت یا چیزی شبیه آن در کاری جز برنامه‌نویسی بروید. می‌دانم که هر فرد 19 ساله‌ی دیگر می‌خواهد که کاری در یک لباس فروشی پیدا کند، اما شما مهارتی دارید که بسیار باارزش است حتا اگر 19 سال داشته باشید پس نابخردانه است که وقتتان را در تا کردن پیراهن تلف کنید. پیش از آنکه فارغ‌التحصیل شوید باید رزومه‌ای داشته باشید پر از کارهای برنامه‌نویسی.

این نوشته برگردانی است از:

Spolsky, Joel. “Advice for Computer Science College Students

در این رابطه می‌توانید نوشته «چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟» را نیز بخوانید.

این نوشته را به بالاترین بفرستید: Balatarin

(7) دیدگاه

« داده های پیشین